مثنوی

8مطلب موجود می باشد.
کلیپ ها

خط روی خط


چون نویسی کاغذ اِسپید بَر آن نوشته خوانده آید در نظر چون نویسی بر سر بنوشته، خط فهم ناید، خواندنش گردد غلط کان سیاهی بر سیاهی اوفتاد…

پادکست ها

تو عاشق باش تا عاشق شناسی


آن آتش فراق را نچشیده است! تا به حالا دلش نسوخته است! میدانید کسی که نسوزد بچه است!؟ میوه ای که جلوی آفتاب بماند میسوزد بعبارتی میرسد،…

پادکست ها

هر پیمبر امتان را در جهان همچنین تا مخلصی می‌خواندشان


قسمتی از داستان شیر و نخجیران

من خودم را دیدم

من خودم را دیدم 24


تقلید حلقه ی کوران به چه کار اندرید ؟! «شما چشمهایتان را ببندید دنبال من راه بیفتید من راه و چاه را می دانم. همه به صف…

خودشناسی

من خودم را دیدم 17


می‌خواستم ذهنم به طور کلی از کار بیفتد، اما مگر بدون ذهن و فکر می‌شد زندگی کرد؟ زندگی انسان با فکر می‌چرخد اگر فکر نباشد که انسان…

خودشناسی

من خودم را دیدم 2


سرفه میکردم قفسه سینه ام بالا و پایین میشد در اتاق خواب دراز کشیده بودم همه جا تاریک بود دستم را به صورتم مالیدم برآمدگی های گونه…

من خودم را دیدم

من خودم را دیدم 1


یکی گفت : چقدر باهوشی ,دلم لرزید شاید هم “دلم” نبود بالاخره اتفاقی درونم رخ داد . یه عده عضلاتی درونم منقبض شد. قبلا در مورد اینکه…

دسته‌بندی نشده

صید عشق


  آنکه ارزد صید را، عشق است و بس لیک او کی گنجد اندر دام کس!؟ چیزی که به خواستنش می‌ارزد و ارزش صید شدن دارد، “عشق”…