فیه ما فیه

11مطلب موجود می باشد.
فیه ما فیه

راه حق سخت مخوف و بسته بود


راه حقّ سخت مخوف و بسته بود و پر برف اولّ جان بازی او کرد واسب را در راند و راه را بشکافت هر که رود درین…

خودشناسی

نظر مولانا در مورد شعر گفتن خود


آخِر، من تا این حدّ دل‌دارم که این یاران که به نزد من می‌آیند، از بیمِ آن که مَلول نشوند شعری می‌گویم تا به آن مشغول شوند،…

خودشناسی

پیلی را بر سر چشمه…


از برکه های زلال وچشمه های روشن بپرهیز ! مبادا از بخت بد در آتش خودبیزاری بگُدازی، تا جان بسپاری! فیلی را آوردند، سر چشمه ای آب…

خودشناسی

آدمی عاشق آن چیزیست …


آدمی همیشه عاشق آن چیزیست که ندیده است، نشنیده است و فهم نکرده است و شب و روز آن را می طلبد. اما از آنچه فهم کرده…

خودشناسی

عالم همچو آیینه است


اگر در برادر خود عیب می بینی، آن عیب در توست که در او می بینی. عالَم همچون آیینه است؛ نقش خود را در او می بینی؛…

خودشناسی

عقل همچو پروانه است


عقل همچون پروانه است و معشوق چون شمع هر چند که پروانه خود را بر شمع زند بسوزد و هلاک شود امّا پروانه آنست که هرچند برو…

خودشناسی

اختیار (محدوده عقل)


‍ عقل چندان نیک است(تا جایی خوب است) و مطلوب است که تو را بر در پادشاه آورد، چون بر در او رسیدی عقل را طلاق ده، (ول…

فیه ما فیه

معشوق


فیه ما فیه

گمشده انسان


انسان هر چیزی را بدست بیاورد باز آرام نمی‌گیرد، آن چیست که انسان هزاران سال به دنبالش هست و آرام نگرفته؟!