فیه ما فیه

14مطلب موجود می باشد.
فیه ما فیه

محدوده عقل و اختیار


عقل چندان نیک است(تا جایی خوب است) و مطلوب است که تو را بر در پادشاه آورد، چون بر در او رسیدی عقل را طلاق ده، (ول کن)…

خودشناسی

آنکه سوخت…


آتشی انداختم و رفت آنکه سوخت، سوخت آنکه ماند، ماند

خودشناسی

خارستان و مارستان


همه را دوست دار تا همیشه در گل و گلستان باشی، و چون همه را دشمن داری، خیال دشمنان در نظر میآید، چنانست که شب و روز…

فیه ما فیه

منتظر نه متقاضی


درویش در این دنیا مهمان است. تقاضای مهمان بر میزبان جفاست. مهمان به ادب باشد و منتظر، نه متقاضی … 📙 نفحات الانس – جامی

فیه ما فیه

راه حق سخت مخوف و بسته بود


راه حقّ سخت مخوف و بسته بود و پر برف اولّ جان بازی او کرد واسب را در راند و راه را بشکافت هر که رود درین…

خودشناسی

پیلی را بر سر چشمه…


از برکه های زلال وچشمه های روشن بپرهیز ! مبادا از بخت بد در آتش خودبیزاری بگُدازی، تا جان بسپاری! فیلی را آوردند، سر چشمه ای آب…

خودشناسی

آدمی عاشق آن چیزیست …


آدمی همیشه عاشق آن چیزیست که ندیده است، نشنیده است و فهم نکرده است و شب و روز آن را می طلبد. اما از آنچه فهم کرده…

خودشناسی

عقل همچو پروانه است


عقل همچون پروانه است و معشوق چون شمع هر چند که پروانه خود را بر شمع زند بسوزد و هلاک شود امّا پروانه آنست که هرچند برو…

فیه ما فیه

معشوق