ذهن ناهنجار یا دوست ناباب

ذهن را ول که میکنی خود بخود می لغزد و میرود دنبال دلخوشیهای خودش!
میرود تا در بیابان دانستگیها و تجربیات و آمال و آرزوهای خودش بچرد .
وقتی وادار میکنی به دلخواه تو مشغول بشود برای دقایقی تو را همراهی میکند.
همین که افسارش را ول میکنی، دوباره کار خودش را پیش میگیرد .
اصلا زبان نفهم است .نه نصیحت می شنود نه راه صلاح میرود، فقط در پی کار شکنی و بلند پروازیست .بچه ی نفهم و بازیگوش را میماند !

یا باید پِی اش رفت یا منحرفش کرد ، نه ادب میشود نه سکوت میکند نه سر جای خود مینشیند!

با اینکه بارها و بارها به دروغگو بودنش پی برده ای ! گاهی حرفهایی قلمبه سلمبه میزند، دروغ هایی میبافد که واقعا آدم باورش میشود!
یا می ترساند یا امیدواری بیخودی میدهد ، خلاصه یک روده راست در شکمش نیست !
طوری جدی حرف میزند که انگار این بار راست میگوید … ، نمیدانم او کارش را خیلی خوب بلد هست یا من ساده و اسیر دست چنین بلائی شده ام !؟
دست از سرم برنمی دارد ، با هر لباس و به هر شکلی وارد میشود . گاهی احساس میکنم قصد جان مرا دارد .
عه عه عه اینهمه نامردی ؟! از داشته های خودم خرج میکند . با دانستگیهای خودم گولم میزند. با تجربه های خودم مرا مغرور میکند !

ولش کنم میرود دنبال یللی تللی . به جهنم که میرود! کاش مرا با خودش نکشاند، اگه نروم فقط وراجی میکند ، غر میزند، زر میزند…
خدایا مرا از دست این ظالم برهان .

4 نظر برای "ذهن ناهنجار یا دوست ناباب" ارسال شده
  1. فریبا گفت:

    بسیار عالی
    واقعا همینطوره که گفتین

    1. هادی گفت:

      ممنون دوست عزیز

  2. best CBD oil گفت:

    This post is actually a pleasant one it assists new internet users, who are wishing for blogging.

  3. We’re a bunch of volunteers and opening a new scheme in our community.
    Your site provided us with useful information to work on. You have done a formidable task and our entire group shall be thankful to you.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *