عرفانکاری 4

عرفانکاری ۴

بدون هیچ قضاوتی و جبهه گیری نظر می اندازیم در تاریخ اسلام به عرفایی که شربت وصال ( را در جام لیس للانسان الا ما سعی) چشیده اند؟! واز پنجره دل سرها دیده اند و قلب سلیمشان پیچاپیچ رازها بوده است!

( عجیب است که وقتی میخواهیم در مورد عرفا چیزی بنویسیم خودبخود جملاتمان پراز ابهام ، ایهام، استعارات و … می‌شود و متن کهن از آب در می‌آید !!!!)
در کتب تاریخی، مخصوصا “تذکره الاولیای عطار” سرگذشت عرفایی را میبینیم که هر کدام صاحب کرامت بودند. نماز در هوا می‌خواندند و چون چغزی در دریا راه می رفتند مثل پرندگان میپریدند و چون … کفش جلوی پاشان جفت می‌شد تا خم نشوند، چون .. گندمشان شبانه غیبی آرد می‌شد دیگر زحمت به آسیاب بردن گندم نمی‌کشیدند.

دور از جانِ عرفای واقعی عرفای قلابی از کاروانیانی که در زیر گرما و سرمای بیابان با الاغ و اسب و شتر راه میپیمودند نبودند‌!!!!چون طی الارض هوایی، پاداش عبادتها و ریاضتهای مافوق الطاقه ی آنها بود. از ترس راهزن و گرسنگی و بی آبیِ راه هم آسوده بودند.
چرا کرامات عا‌رفان در جهت رفاه آنها بوده است؟!!! مثلا با اشاره ای دشمنشان را به آتش میکشند. بدون پرسیدن میدانند( خب به مقام جواسیس القلوبی رسیده اند)
با گوشه چشمی در حرم امیرالمؤمنین ع حاضر میشوند!
پس تکلیف آن پیرزنی که آرزوی زیارت کربلا داشت چه می شود؟
تا اینجا شاید لزوم بررسی عرفان برایتان روشن شده است شاید هم در ادامه مطالب روشن شود.
برایم عجیب به نظرم می‌رسد که چرا من ندیده ام در مورد عرفای قلابی و کرامات دروغشان حرفی زده شود؟ حتما کاریست خطرناک که انسان را خسرالدنیا و الآخره می‌کند! و الا چرا عرفان، و عارفان نقد وآسیب شناسی نشده اند و نمیشوند؟
یا دلایل مخوف دیگری دارد؟
فکر نکنید من همه اینها را خرافات میدانم ، نه ابدا ! هر چیزی که اصالت دارد و با ارزش و پرقیمت است حتما بدلی از آن اصل خواهند زد ! مثل یک مجسمه ی بزرگ طلایی که منحصر بفرد است و صدها بدل و قلب از آن در بازار خرید و فروش می شود. پس می‌شود گاهی از بسیاریِ بدلها به وجود آن اصل نایاب پی برد .
آنچه گفتم کاملا عقلانی است چه کسی می آید بدلِ یک آفتابه ی پلاستیکی را بزند، مگر خودش چه ارزشی دارد که بدلش ارزش داشته باشد؟

….

@khodshenasi7

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *