شرح و تفسیر نادر افتد که مریدی در مدعی مزور اعتقاد به صدق بندد و در حق او نافع افتد.

دفتراول بخش ۱۱۳
شرح و تفسیر نادر افتد که مریدی در مدعی مزور اعتقاد به صدق بندد و در حق او نافع افتد.

خیلی به ندرت پیدا می شود یک مرید پاکدل، به استاد مضور دل ببندد و حرفهایش را گوش دهد و آن حرفها برایش منفعت دهد، هر چند الاعمال بالنیات حدیثی هست که می گوید:چه بسا کسی که حرفی میزند و به حرف خودش عمل نکند و کسی که گوش میدهد عمل کند و برایش نافع شود.

••لیک نادر طالب آید کز فروغ
در حق او نافع آید آن دروغ

طالب نادری است که به خاطر آن روشنایی دلش به جایی برسد.

••او به قصد نیک خود جایی رسد
گرچه جان پنداشت و آن آمد جسد

انسان طالب، به خاطر نیت و پاکی درون خودش به جایی میرسد نه به خاطر آن استاد ریا کار خودش” آن استاد را جان میپنداشت اما دید جز جسد مرده ای نیست.

••چون تحری در دل شب قبله را
قبله نی و آن نماز او روا

تحری کردن یعنی شب که قبله نمایان نیست دنبال قبله گشتن است. فردی در بیابان است نمیداند قبله به کدام سمت است، ستاره ای نیست و جهت ها را گم کرده و به دنبال قبله می گردد. کسی که قبله را گم کرده است به هر جهتی نماز بخواند، نمازش قبول است.

••مدعی را قحط جان اندر سرست
لیک ما را قحط نان بر ظاهرست

آن معلم مضور ذهنش بسیار ناهنجار کار می کند، ریاکار، شهرت طلب که می خواهد مرید جمع کند. اما کسی که طالب است،آن شاگردان در ظاهرند چیزی نمیدانند، آن استاد مدعی چیزهایی حفظ کرده است و میداند اما شاگردان چیزی نمیداند شاید شاگردان ناهنجار و از فطرت خود دور نشده باشند.

••ما چرا چون مدعی پنهان کنیم
بهر ناموس مزور جان کنیم

زن می گوید: چرا ما هم مانند آن مدعیان مضور فقر خودمان را پنهان کنیم؟ به خاطر ناموس که نگویند فقیر است! ناموس در اینجا منظور قضاوت مردم است. چرا خودمان را پنهان کنیم و نگوییم فقیر هستیم!یعنی در اصل باید صداقت داشته باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *