شرح و تفسیر به سخن آمدن سنگ ریزه در دست ابوجهل علیه العنه و گواهی دادن سنگریزه برحقیقت محمد (ص) به رسالت او

دفتر اول بخش ۱۰۶
اظهار معجزه پیامبر (ص)
به سخن آمدن سنگ ریزه در دست ابوجهل علیه العنه و گواهی دادن سنگریزه برحقیقت محمد (ص) به رسالت او

••سنگها اندر کف بوجهل بود
گفت ای احمد بگو این چیست زود

روزی ابوجهل در دستش سنگ ریزه پنهان می کند و به پیامبر می گوید:اگر تو واقعا رسول خدایی بگو در دستم چه پنهان کردم؟

••گر رسولی چیست در مشتم نهان
چون خبر داری ز راز آسمان

تو که میگویی از راز آسمانها خبر دارم بگو درون مشت من چیست؟

••گفت چون خواهی بگویم آن چه‌هاست
یا بگویند آن که ما حقیم و راست

پیامبرگفت: می خواهی بگویم در دستت چه پنهان کردی؟ یا آنکه بگویم آنچه در دست توست بر حقانیت من شهادت دهد؟

••گفت بوجهل این دوم نادرترست
گفت آری حق از آن قادرترست

ابوجهل گفت: دومی مشکل تر است آنرا بگو این چیزی که در دست من است به زبان بیاید! پیامبرگفت: اگر آن نادرتر است، خداوند از آن هم قادرتر است!

••از میان مشت او هر پاره سنگ
در شهادت گفتن آمد بی درنگ

ابوجهل دید که در دستش هر ذره ای از آن سنگها شهادت میدهند به حقانیت پیامبر

••لا اله گفت و الا الله گفت
گوهر احمد رسول الله سفت

••چون شنید از سنگها بوجهل این
زد ز خشم آن سنگها را بر زمین

وقتی ابوجهل دید سنگها شهادت میدهند نه تنها ایمان نیاورد بلکه از خشمش آن سنگها را زمین زد.در تاریخ می بینیم آنهایی که معجزه خواستند ایمان نیاوردند و آنهایی که معجزه نخواستند ایمان آوردند.

پس معجزه به چه کار می آید؟معجزه برای آن است که حجت را بر مردم تمام کند، بگوید: اگر عقلتان راهی به سمت غیب نداشت این معجزه نشانی از غیب است باید ایمان می آوردید؛ دیگر آنکه معجزه برای کسانی که در شک و تردید هستند آنها را راهنمایی کند نه آنهایی که عناد ورزیدن، ابوجهل عناد می کند هزار معجزه می بیند از حضرت محمد اما ایمان نمی آورد. پس آنهایی که مثلا نه و هفتادوپنج گرفتند معجزه کمکشان می کند دو نمره ایمان آنها را بیشتر کند قبول می شوند نمره آنها یازده می شود.

 

ادامه تفسیر

شرح و تفسیر قصه مطرب و پیغام رسانیدن او

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *