حجاب عادت


اگر تو کنار یک آبشار کلبه ای بسازی و آنجا زندگی کنی چند روز اول صدای آبشار اذیتت می کند اما بعد از گذشت مدتی گوشت به این صدا عادت می کند و خو می گیرد . دیگر صدای آبشار را نمیشوی ، انگار گوشت کر شده است و حجابی به نام عادت بین تو و آن صدا ایجاد شده است .

حال ببین چقدر واقعیات در دنیای اطراف ما وجود دارد که ما به خاطر عادت و خو گرفتن از آنها بی خبریم . یکی از پرده هایی که بین انسان و حقیقت و واقعیت وجود دارد پرده و حجاب عادت است .

اگر ببینم همه اطرافیانم مثل من کمر درد دارند با خود میگویم پس این درد، طبیعی است . برای همین دنبال درمان نمی روم و این درد را تا آخر عمر بدوش میکشم .

احساس طبیعی بودن و عادی بودن نمیگذارد که به دنبال راهکار رهایی ازین زندگی نکبت بار باشم و به دنبال طبیب و راهکار برای بهبودی جان خود بگردم .

ذهن انسان چیزی را که به آن عادت میکند حذف میکند. مثلا شما شاید تابلویی قدیمی که گوشه دیوار خانه تان است را دیگر نمی بینید.
یا دیوار قدیمی که هر روز از کنارش رد می شوید !
انسان از دیدن خیلی واقعیات کور است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *