تفسیر دعای آن دو فرشته کی که هر روز بر سر هر بازاری منادی می کنند

دفتر اول بخش ۱۰۹
تفسیر دعای آن دو فرشته کی
که هر روز بر سر هر بازاری منادی می کنند کی الهم اعط منفق خلفاالهم اعط کل ممسک تلفا وبیان کردن کی آن منفق مجهاد راه حقست نی مصرف راه هوا

 

 

••گفت پیغامبر که دائم بهر پند
دو فرشته خوش منادی می‌کنند

••کای خدایا منفقان را سیر دار
هر درمشان را عوض ده صد هزار

آنهایی که انفاق می کنند به آنها مال بده هر درمی در راه تو خرج می کنند به فقرا میدهند ده هزار برابر کن

••ای خدایا ممسکان را در جهان
تو مده الا زیان اندر زیان

انهایی که خساست می کنند انها را دچار زیان کن

••ای بسا امساک کز انفاق به
مال حق را جز به امر حق مده

مولانا در اینجا ضد و نقیض می گوید
فرشته ها می گویند: انفاق خوب است، امساک بد است؛
جای بحث بسیاری دارد که بگویم چرا مولانا در اینجا انفاق را بد میداند و امساک را خوب میداند، انفاقی که از روی ریا، قضاوت خلق باشد.
حضرت علی هم می فرماید: گناهی که تو را پشیمان کند بهتر از کار خیری است که تو را مغرور کند.
شما هم حدیث مفصل بخوانید از این مجمع

وقتی از روی نفسانیات به کسی کمک می کنی این فضیلت به امر حق نیست، به امر نفست است ظاهرش فضیلت و خوب است اما باطنی ندارد.
اگر به امر حق میدهی هیچ چشم داشتی نداری فضیلت واقعی را داری که در مورد فضیلت واقعی هم قبلا توضیح کامل دادیم.

••تا عوض یابی تو گنج بی‌کران
تا نباشی از عداد کافران

••کاشتران قربان همی‌کردند تا
چیره گردد تیغشان بر مصطفی

کافران هم قربانی می کردند اما برای چی قربانی می کردند؟ که بر پیامبر چیره شوند خداوند قربانیشان را قبول کند و آنها بتوانند بر مصطفی چیره شوند.

••امر حق را باز جو از واصلی
امر حق را در نیابد هر دلی

این احکامی که برای همه آمده باید از اصلی بپرسی شاید ظاهر فضیلت و احکام را داشته باشید اما از روی نفسانیات انجام بدهید.

••چون غلام یاغیی کو عدل کرد
مال شه بر یاغیان او بذل کرد

دفتر اول بخش ۱۰۹
تفسیر دعای آن دو فرشته کی
که هر روز بر سر هر بازاری منادی می کنند کی الهم اعط منفق خلفاالهم اعط کل ممسک تلفا وبیان کردن کی آن منفق مجهاد راه حقست نی مصرف راه هوا
قسمت دوم

••چون غلام یاغی کو عدل کرد
مال شه بر باغیان او بذل کرد

مثل غلامی که بدون اجازه پادشاه با عقل جزئی خودش می خواهد عدالت را رعایت کند اموال شاه را بر فقرا پخش می کند. در اینجا شاه خداوند است، غلام بنده خدا که نمیداند واقعا مستحق واقعی کیست؟
برای چه کسی مال خوب است؟ برای چه کسی بد است؟ عدل به معنای واقعی هر چیز را در جای خود گذاشتن است نه مساوی تقسیم کردن، این غلام خزانه پادشاه را به صورت مساوی پخش می کند.

••در نبی انذار اهل غفلتست
کان همه انفاقهاشان حسرتست

نُبی یعنی قرآن انذار یعنی ترساندن اهل غفلت است. در قرآن خداوند اهل غفلت را ترسانده اهل غفلت هر انفاقی کنند به جایی نخواهد رسید. انسان وقتی معرفت نداشته باشد کاری را انجام دهد آن کارش آنرا نمی تواند به جایی برساند.

••عدل این یاغی و داداش نزد شاه
چه فزاید دوری و روی سیاه

عدل بازی که این غلام یاغی در می آورد باعث می شود از پادشاه دور شود.

••سروران مکه در حرب رسول
بودشان قربان به اومید قبول

بزرگان مکه در جنگ با رسول خدا قربانی می کردند به امید آنکه بر پیامبر ظفر پیدا کنند.

••بهر این مؤمنهمی‌گوید ز بیم
در نماز اهد الصراط المستقیم

خدایا مرا به صراط مستقیم هدایت کن شاید کارهایی که انجام میدهم در صراط مستقیم نباشد.

صراط مستقیم را حضرت علی چگونه  معنا می کند؟

و انا صراط المسقیم منم صراط مستقیم ونحن صراط المستقیم ماییم، دوازده امام صراط مستقیم هستیم. اگر به ما اعتقاد نداشته باشید آن انفاق هم شما را به جایی نخواهد رساند، بی ولایت شما را به جایی نمی رساند.

••آن درم دادن سخی را لایقست
جان سپردن خود سخای عاشقست

••نان دهی از بهر حق نانت دهند
جان دهی از بهر حق جانت دهند

••گر بریزد برگهای این چنار
برگ بی‌برگیش بخشد کردگار

درخت چنار به امر خداوند در پاییز برگهایش را میریزد، سر خود که نمیریزد! خداوند چنین مقدر کرده است، وقتی مقدر کرده یعنی سنتش بر این قرار گرفته است، امرش اینگونه قرار گرفته است؛ ای درختها در فصل پاییز برگهایتان را بریزید و آنها به صورت تکوینی به امر خدا گوش میدهند و برگهایشان را میریزند خداوند در بهار عوضش را میدهد، برگهای تازه میدهد

••گر نماند از جود در دست تو مال
کی کند فضل الهت پای‌مال

نترس اگر همه را در راه خدا بدهی و هیچی در دستت نماند خدا حساب همه چیز را دارد.
در قرآن هست، پایمال نمی شود.

••هر که کارد گردد انبارش تهی
لیکش اندر مزرعه باشد بهی

دهقان انبارش را تهی می کند بر روی خاک میریزد به امید آنکه انبارش در بهار پر می شود. شاید بچه ای نگاه کند و بگوید:چرا پدر جان انبار را خالی کرده ای همه گندم ها را در بیابان ریخته ای؟ پدر نمی تواند توضیح دهد که هزاران خوشه از هر یک خوشه در می آید

••وانک در انبار ماند و صرفه کرد
اشپش و موش حوادث پاک خورد

آنکه صرفه جویی کرد و انبارش را خالی نکرد اموالش را موش می خورد. مولانا می خواهد بگوید:نترس از ریختن، دادن و انفاق کردن

••این جهان نفیست در اثبات جو
صورتت صفرست در معنیت جو

این جهان تن غلط انداز شد مولانا می گوید: این جهان تن برعکس است هر چقدر بریزی سبکتر می شوی و بالاتر میروی وقتی آن گندم را از انبارت نفی می کنی در مزرعه میریزی انبارت بیشتر می شود؛ صورت و ظاهر همه چیز فانی است برو در معنی را بزن

••جان شور تلخ پیش تیغ بر
جان چون دریای شیرین را بخر

نترس از اینکه این ساختار ذهنیت بشکند، این جانت شور و ناهنجار است،جامعه ناهنجار تربیت کرده است، این جان تلخت را بده تیغ حق سرش را ببُرد در عوضش جان شیرین بدست خواهی آورد.

••ور نمی‌دانی شدن زین آستان
باری از من گوش کن این داستان

اگر اینها را فهم نمی کنی یک داستان می گویم آنرا گوش کن.

ادامه تفسیر

شرح و تفسیر قصه خلیفه کی در کرم در زمان خود در حاتم طایی گذشته بود و نظیر خود نداشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *