تضاد

وقتی لباس خوب میپوشم حس میکنم که میخواهم خودم را به دیگران نشان بدهم و تاییدطلبی کنم و میخواهم که آن لباس را نپوشم . اما نمیتوانم که نپوشم . دلم میخواهد بپوشم .

ببینید تضاد چه خوب خودش را نشان میدهد ؟ من اینجور هستم . ایده آل میگوید اینجور نباش . کلاس خودشناسی میگوید تاییدطلب نباش ، در حالیکه من تاییدطلبم . پس کلاس خودشناسی هم آمده برای من باید و نباید تعیین کرده است . و من مثلِ باید و نبایدهای کلاس خودشناسی نیستم .

وقتی میبینم که واقعیتِ درونِ من ، تاییدطلب بودنه ؛چه در طرز لباس پوشیدنم ، چه در طرز حرف زدنم ، چه در طرز زندگی ام ، همه اش میبینم که تاییدطلبی هست .اما کلاس خودشناسی به من گفته که انسان نباید تاییدطلب باشد . انسان باید از قضاوت دیگران رها باشد . تاییدطلبی خیلی زشت است . رذیله است و فلان و فلان است .

بینِ چیزهایی که کلاس خودشناسی گفته و واقعیتِ من ، تضاد وجود دارد .چرا نمیتوانم آنطوری باشم که کلاس خودشناسی میگوید ؟کِی بیخیالِ قضاوت دیگران خواهم شد کِی خشمم از بین خواهد رفت ؟خودِ این افکار می آید و یک بار مضاعفی میشود . برای خودم ایده آل تصور میکنم ، هر چند ایده آلِ خوبی هست ؛ اما بالاخره ایده آل هست . من باید بدونِ اینکه تضاد ایجاد کنم و حرص بزنم که چرا اینجور شدم ؟
چرا پاک نشدم ؟ بعد شش ماه خودشناسی هنوز من تاییدطلبم ؛ خب اینها مشخص هست که حرص و خشم هستند نسبت به خودمان . من به جای اینها بیایم با واقعیت بمانم . واقعیتِ خودم را قبول کنم‌ .
با واقعیتِ آنچه هست میمانیم . در ایده آلها و در باید و نبایدها زندگی نمیکنیم . فقط آگاه باشم به این که من تاییدطلب هستم . همین .
من آدمِ خشمگینی هستم . همین .بدون اینکه خودم را ملامت کنم بدون اینکه خشم بورزم . بدون اینکه حریص باشم ؛ که از اینها بیرون بیایم . من فقط بفهمم و درک کنم که همینم و این یعنی آگاهی . یعنی دیدن . دیدنِ بدونِ تعصب و توجیه و ترس و ملامت خیلی خوب است . این دیدن کارخودش را میکند . این راهی که شما در پیش گرفته اید برای از بین بردنِ رذائل ؛ رذائل را نه تنها از بین نمیبرد بلکه هزار رذائل دیگر هم به آن افزوده میشود و شما را آشفته میکند . هر چه هستید با همان بمانید اما اینبار آگاهانه .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *